<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مطالعات فرهنگی علم و فرهنگی</title>
<link>http://bengaran.blogfa.com/</link>
<description>مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 29 Sep 2008 19:30:40 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گسست در نظریه اجتماعی: برخی ابعاد انتقادی</title>
<link>http://bengaran.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می دانیم که نظریه اجتماعی برای تبیین واقعه اجتماعی ای به وجود می آید که برای ما ایجاد سوال کرده است. این امر در زندگی روزمره نیز اتفاق می افتد.اما تفاوت نظریه در انسجام ، نظام ، عمق و مفهوم سازی است. کرایب (1381) معتقد است نظریه اجتماعی چند پاره است. او علاوه بر طرح مباحث فلسفی از قبیل هستی شناسی اجتماعی و معرفت شناسی اجتماعی که نشان می دهند این دو مقوله به هم وابسته اند بیان می کند که اصولا &quot;جامعه &quot; وقتی موضوع شناسایی علم اجتماعی قرار می گیرد به واسطه منحصر به فرد بودن و مناسبتی بودن باعث پاره پاره شدن نظریه ای می شود که درباره آن سخن می گوید مثال آن را می توان از دو منظر بررسی کرد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-    آیا هر نظریه اجتماعی همه وقایع را به صورتی کامل توضیح می دهد؟ پاسخ منفی است هیچ نظریه ای ، حتی کلان، نیست که همه وقایع اجتماعی را در طول تاریخ پوشش دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-    آیا نظریه های متفاوت در باره یک واقعه توضیحات مشابهی می دهند و اگر چنین نیست کدام یک درست ترند؟ هیچ ملاکی برای درست تر بودن نظریه اجتماعی وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ملاحظه می شود که هر کدام از نظریه های اجتماعی فقط بخشی از وقایع اجتماعی را پوشش می دهد. و هر نظریه تنها برخی از وجوه را بزرگنمایی کرده و برخی دیگر را محو می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اینجا از قول کرایب به چهار مشکل نظریه اشاره می کنیم. دام هایی که اثربخشی نظریه را کاهش می دهد عبارتند از :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-   دام جدول کلمات متقاطع: نظریه ها گاهی اوقات گرفتار تجربه گرایی می شوند یعنی گردآوری داده ها و استفاده از همه ظرفیت های آماری برای دسترسی به نظریه ای که فراتر از باورهای مردم چیزی نمی گوید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-   دام چیستان : برخی نظریه ها گرفتار مسایلی فرعی می شوند که ربطی به واقعیت نداردند ولی جذاب و گیرا هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-   دام منطق : زمانی یک نظریه بیش از حد تلاش می کند برای منطقی جلوه دادن خودش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-   دام توصیف : گاهی نظریه به جای تبیین به توصیف می پردازد و آنچه که می دانیم را به بیان دیگر بازگو می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از سوی دیگر گیدنز (1384 ) به چند مورد که باعث تغییر در کارایی نظریه اجتماعی شده اند اشاره می کند. او از این موارد به منزله بحران یاد می کن و ضمن نشان دادن توافق ارتدکس به شتاب گرفتن زوال این توافق می پردازد. برخی از آن موارد عبارتند از &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-   آشفتگی نظری به واسطه واکنش در برابر تحقیقات تجربی و پوزیتیویستی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-   عدم توجه به تفاوت مبانی علوم طبیعی و اجتماعی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-   نزدیک بودن زبان علوم اجتماعی به زبان عامه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4-   عدم توجه به تفاوت خاستگاه های علم اجتماعی با علم طبیعی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گیدنز نتیجه این مشکلات در نظریه اجتماعی را برهم ریختن تفاوت ارتدکس می داند که خود نتیجه تاکید بر پا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گرفتن رشته جامعه شناسی بوده است و این همان چیزی است که والراشتاین (1999) در قالب میراث جامعه شناسی از آن یاد می کند. میراثی که از دورکیم ( واقعیت اجتماعی ) ، مارکس ( تضاد ) و وبر ( عقلانیت ) به جای مانده است. والراشتاین (1999) معتقد است این میراث به چالش گرفته شده است. اول آنکه این میراث از دل عقل روشنگری درآمده است، دوم اینکه اروپا محور است و سوم آنکه به بعد زمان بی توجه است. این بحث مورد توجه شدید گیدنز (1384) است. او در نظریه ساختمند شدن با اعتقاد به اینکه باید نظریه های کلان و خرد با هم تلفیق شوند معتقد است که عملکرد اجتماعی در راستای زمان و مکان سامان می گیرد. پیشنهاد والراشتاین آن است که توافق ناشی از میراث جامعه شناسی که با واسطه نفی خرد روشنگری ایجاد شده است با تاکید بر چند رشته ای شدن جامعه شناسی باردیگر ایجاد گردد. گیدنز نیز به صورتی دیگر بر این مسئله تاکید می کند. در عین حال نباید از یاد برد که بحران نظریه اجتماعی با قرار گرفتن در جهان جهانی شدن صورت دیگری نیز به خود گرفته است. تورنز(2003) به این مسئله اشاره می کند که جهانی شدن در ساختار جامعه شناسی های ملی و نظریه تاثیر گذار بوده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;منابع&lt;/B&gt; : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1-   گیدنز ، آنتونی (1384) مسائل محوری در نظریه اجتماعی ، ترجمه محمد رضایی ، انتشارات سعاد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-   کرایب ، یان (1381) نظریه اجتماعی مدرن ، ترجمه عباس مخبر ، انتشارات آگه&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3-    Thorns, David (2003) “The challenge of doing sociology in a global world” , current sociology, 51, 6&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;4-    Wallerstein, Immanuel (1999) “ The heritage of sociology” current sociology, 47, 1&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Sep 2008 19:30:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bengaran&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>bengaran</dc:creator>
<guid>http://bengaran.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://bengaran.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;اولین روز درس بود!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Arial&gt;بازم مدرسم دیر شد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 09:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bengaran&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>bengaran</dc:creator>
<guid>http://bengaran.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
